عبد الرزاق اللاهيجي

29

گوهر مراد ( فارسى )

مطلب اوّل در اشاره در مرتبهء وجود انسان و سبب اختصاص او به تشريف تكليف الهى بدان كه اگر در نوع انسان جوهرى نبودى كه از جنس جواهر اجسام محسوسه خارج بودى ، هرآينه او را فضيلتى بر ساير موجودات جسمانيّه حاصل نبودى ، چه كمالات معدنى و نباتى و حيوانى در اين انواع پيش از نوع انسان ظهور دارد . پس اگر جوهر انسان از جنس جواهر اين اجسام بودى ، كمالات وى نيز از جنس كمالات ايشان بودى و كمتر از آن . و بر تقديرى كه كمتر نبودى ، تفاوت وى بر آنها از جنس تفاوت يكى از انواع بودى بر ساير آن انواع ، مثلا از جنس تفاوت فرس بودى بر حمار يا تفاوت نخل بر بيد يا تفاوت لعل بر سنگ و يا از جنس تفاوت حيوان بر نبات و نبات بر جماد ؛ و حال آن كه معلوم است كه تفاوت انسان بر ساير موجودات نه از مقولهء تفاوتهاى مذكوره است ، بلكه هيچ‌گونه مناسبتى با تفاوتهاى مذكوره ندارد مگر بر سبيل تشبيه و تمثيل و تقريب معقول به محسوس ، چنان كه در مجازات « 1 » متعارف است . و اين بيانى كه نموده شد اگر چه دقيق است امّا نه دقّتى كه فهم آن موقوف بر

--> ( 1 ) الف : محاورات .